Kaveh Irani

فرهنگی ؛ ادبی ؛ علمی ؛ تاریخی

مادر مرا ببخش از اشعار زنده یاد مهدی سهیلی

فرزند خشمگین و خطا کار خویش را

مادر! حلال کن که سرا پا ندامت است

با چشم اشکبار، ز پیشم چو میروی

سر تا به پای من

غرق ملامت است.

 هر لحظه در برابر من اشک ریختی

از چشم پر ملال تو خواندم شکایتی

بیچاره من، که به همه اشکهای تو

هرگز نداشت راه گناهم نهایتی

تو گوهری که در کف طفلی فتاده ای

من، ساده لوح کودک گوهر ندیده ام

گاهی بسنگ جهل، گهر را شکسته ام

گاهی به دست خشم به خاکش کشیده ام

مادر! مرا ببخش.

صد بار از خطای پسر اشک ریختی

اما لبت به شکوه من آشنا نبود

بودم در این هراس که نفرین کنی ولی

کار تو از برای پسر جز دعا نبود.

بعد از خدا، خدای دل و جان من تویی

من، بنده ای که بار گنه می کشم به دوش

تو، آن فرشته ای که ز مهرت سرشته اند

چشم از گناهکاری فرزند خود بپوش.

ای بس شبان تیره که در انتظار من

فانوس چشم خویش به ره، بر فروختی

بس شامهای تلخ که من سوختم ز تب

تو در کنار بستر من دست بر دعا

بر دیدگان مات پسر دیده دوختی

تا کاروان رنج مرا همرهی کنی

با چشم خواب سوز

چون شمع دیر پای

هر شب، گریستی

تا صبح، سو ختی.

شبهای بس دراز نخفتی که تا پسر

خوابد به ناز بر اثر لای لای تو.

رفتی به آستانه مرگ از برای من

ای تن به مرگ داده، بمیرم برای تو.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 9:6  توسط کاوه ایرانی   | 


به یاد مادرم ليلاي زمان
تاریخ معاصر ایران
فرهنگ و ادبیات ایران
علمی - حرفه ای
شعر
قصه
جستار
کتاب
...... سفر نامه -
نامه های من
جنبش مشروطیت

 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM